کد خبر: ۱۸۳۹۸۷
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۲:۵۶ 19 February 2016

ﺍﮔﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﻖ ﻣﯽ ﺁﺯﻣﺎﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﻼﺀ ﻣﯽ ﺍﻓﮑﻨﺪ ﺗﺎ "ﺗﻮ" ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺬﻑِ ﺯﻭﺍﺋﺪ ﻭ ﮐﺴﺐ ﻓﻀﺎﺋﻞ، ﺁﯾﻨﻪ ی ﺣﻖ ﺁﯾﯽ، ﻫﯿﭻ ﺧﻮﻓﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﻩ ﻣﺪﻩ که ﺁﯾﺖِ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ ﺑﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ، ﻋﻤﻖِ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺍﺩّﻋﺎﻫﺎﯾﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍی، و نه فقط ظاهر عکس العملت...ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﯼ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ، ﺗﻮﺷﻪ ی ﺭﺷﺪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ و رشد یعنیاز امتحانی تا امتحان دیگر، برگه ی وجود خود را تصحیح کردن و عکس العمل صحیح تری ارائه دادن ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ: ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﻠﻢ ﺣﻖ، ﺩﯾﮕﺮ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ، ﺍﺗﻔّﺎﻗﯽ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺩﺍﻏﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﯾﺎﺑﯽ ﻋﻤﻖِ ﺍﺩّﻋﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ و اصلاح کنی ناراستی ها را...ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ ﺍﺯ ﻓﻀﻞ ﺧﺪﺍوندﺳﺖ ﺗﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ را بیشتر ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ی ﺍﯾﻦ ﺷﻨﺎﺧﺖ، ﺑﻬﺮه ی ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﺭﺑﻮﺑﯿّﺖِ ﺣﻖ ﺑﺒﺮﯾﻢ...که ممتحِن، ﺁﻥ ﻣﺤﯿﻂ ﻭ ﻋﻠﯿﻢِ ﻋﻠﯽ ﺍﻻﻃﻼﻗﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﺖ ﻋﻮﺍﻟﻢ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩِ ﺍو باشد و یعلم ما لا تعلمون...ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﺩﻭﻻﺑﯽ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ( ﺭه) ﻫﺮ ﺟﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻋﻘﺐ ﺭﻓﺘﯽ، ﻏﺼّﻪ ﻧﺨﻮﺭ . ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻻﺯﻡ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻗﺺ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﯽ ﺑﺒﺮﯼ. ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ، ﻓﻀﻞ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍی ﺭﺷﺪ ﺧﻠﻖ، ﻧﺎﻓﻊ ﻭ ﻻﺯﻡ ﺳﺖ. ﯾﮏ ﮐﻤﯽ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...خوشا روزی که چو یوسف با سربلندی کامل از امتحانات الهی بیرون آییم که سربلندی هم مثل تمامت حقایق، ذو مراتب است...

پله پله تا ملاقات خدا ان شاء الله

ﭘﯽ نوشت:

ﺷﺄﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﺍ ﻭﺍﺳﻄﻪ ی ﺧﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺷﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ، همانطوری ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾُﺴﺮ را در دل عُسر... فإﻥَّ ﻣَﻊَ ﺍﻟﻌُﺴﺮِ ﯾُﺴﺮﺍ...

 ظرافتی در امتحان خوابیده:

کسی امتحان می‌شود که لیاقت و شایستگی امتحان را داشته باشد، مگر نه برای نالایق امتحانی ترتیب نمی‌دهند. پس اول لیاقت امتحان شدن هست و بعد امتحان.

و "امتحان " از باب افتعال است که پذیرش را می‌رساند. پذیرش مِحَن الهی. کسی که در این پذیرش آمد، اول انتخاب شده است. بعد "مِحَن" به او ارائه شده و او پذیرفته است و حال ظهور آن پذیرش، دست و پنجه نرم کردن با امور واقع است که ما از آن اصطلاحاً به امتحان یاد می‌کنیم .

قرآن می‌فرماید:

" إِنَّ الَّذينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى ..." (حجرات 3)

به درستى آنان كه صوت خود را در برابر رسول خدا آهسته برمی‌آورند، همانها هستند كه خدا دلهايشان را براى پرهيزگارى آزموده است ...

"امْتَحَنَ" فعل ماضی است و پیش از "يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ" که مضارع است ، حاصل شده است و اصل ِ اینکه چرا آنها "يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ" (صداهایشان را آهسته می‌کنند) همان "امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى" است که قبلاً واقع شده است .

آنچه میکند، ظهور آن پذیرش ِ محنتی است که قبلاً به او ارائه شده است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار