کد خبر: ۱۷۸۸۳
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردين ۱۳۹۴ - ۰۴:۰۹ 01 April 2015

احتمالاٌ هریک از ما وقتی در برابر این سوال قرار می گیریم که «چه زمانی برای ازدواج مناسب تر است؟»، جوابی در ذهن داشته باشیم. برای مثال بعضی ممکن است بگوییم: هر وقت به بلوغ فکری و جنسی برسیم یا بین 20 تا 30 سالگی و یا پاسخ های دیگری که می توان آن ها را در خلال گپ و گفت های دوستانه شنید و یا حتی با جستجوی مختصری در اینترنت به آن ها دست یافت.

پاسخ به این سوال هرچه که باشد به دیدگاه ما نسبت به چیستی ازدواج بستگی دارد. اگر ازدواج را صرفاٌ راهی برای ارضای نیاز جنسی بدانیم، می توان گفت مناسب ترین زمان برای ازدواج بلافاصله پس از بلوغ جنسی است و یا اگر ازدواج را یک تکلیف اجتماعی بدانیم آنوقت اجتماع برای ما تعیین می کند که چه سنی مناسب تر است و اگر ازدواج را عاملی برای آرامش در نظر بگیریم، آنگاه «ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است!».

بسیاری از مردم ما چنین دیدگاه های تک بعدی به مسأله ازدواج دارند و همین دیدگاه ها و پایه گذاری بنیان خانواده بر آن ها خود یکی از عوامل اصلی شکست در زندگی زناشویی است. واقعیت این است که ازدواج را می بایست به عنوان یک پدیده مستقل مورد بررسی قرار داد نه اینکه آن را با توجه به پیامدهایش تعریف کرد. ارضای جنسی، آرامش، عمل به تکلیف اجتماعی و غیره، صرفاٌ پیامدهای مثبت ازدواج هستند و نمی توانند به عنوان تعریف این پدیده به کار گرفته شوند.

حال، سوال این است که تعریف ازدواج چیست و منظور ما از هستی یگانه ازدواج چیست؟ روانشناسان ازدواج را پدیده ای می دانند که طی آن فرد به مرحله ای از تحول در زندگی خود می رسد که نیازهای پیوند جویی و جنسی می تواند در یک قالب متعهدانه به نام ازدواج تبلور یابند و فرد احساس می کند که برای رشد هر چه بیشتر در زندگی به یک شریک قابل اطمینان نیاز دارد تا بتواند بخش هایی از ظرفیت وجودی خود را که در حالت «من» قابل تحقق نیست، در قالب «ما» محقق سازد.

در این تعریف چند نکته مهم وجود دارد:

اول اینکه مسئله ازدواج دو بُعد بسیار اساسی دارد: یک بُعد آن «نیازهای کمبودی» است یعنی نیازهایی مانند نیاز جنسی که تاکنون بدرستی ارضا نشده اند و در واقع به نوعی از کمبودها ناشی می شوند که باید در قالب ازدواج ارضا شوند. اما ُبعد دیگر نوعی نیاز به رشد را شامل می شود که همانطور که گفته شد می بایست در قالب «ما» محقق شود.

در مسئله مناسب ترین زمان برای ازدواج، شناخت نیازهایی که نوعاٌ در دسته نیازهای کمبود جای می گیرند از اهمیت بسزایی برخوردار است. هرچند وجود برخی از این نیازها برای ازدواج کاملاً ضروری و بعضاً حیاتی هستند اما این نوع نیازها هیچگاه نباید به عنوان ملاکی برای اقدام به ازدواج در نظر گرفته شوند. نیاز جنسی، نیاز به آرامش و یا حتی نیاز به فرار از مشکلات خانه پدری از جمله این نیازها هستند که ازدواج به اتکای آن ها می تواند ریسک شکست در ازدواج را به شدت افزایش دهد.

در حالت ایده آل ازدواج می بایست در شرایطی صورت گیرد که در عین وجود نیازهای کمبودی و مهم تر از آن وجود توانایی کنترل این نیازها، فرد در شرایطی قرار گرفته است که احساس می کند برای رشد همه جنبه های فردی و اجتماعی خود نیاز به یک شریک و همدم دارد.

این شرایط در هر سنی می تواند حادث شود و برای هر یک از افراد جامعه نیز سن تقویمی رسیدن به آن می تواند منحصر به فرد و متفاوت از دیگران باشد. با توجه به آنچه ذکر شد توصیه عمومی مبنی بر اینکه فلان سن تقویمی (به عنوان مثال 25 سالگی) سن مناسبی برای ازدواج است، نمی تواند توصیه ای دقیق و منطقی باشد چراکه دوره های تحول ذهنی افراد جامعه بسیار متفاوت است. ممکن است فردی در 16 سالگی به این شرایط ایده آل دست یابد و ممکن است دیگری تا 50 سالگی نیز واجد این خصوصیات نشود.

هر یک از افراد برای بررسی مناسب ترین زمان ازدواج خود می بایست به شکل بی طرفانه ای اهداف و آینده ای که برای خود متصور هستند را بررسی کنند و ببیند در کدام مرحله از زندگی هستند و آیا اکنون این نیاز به رشد در آن ها شکوفا شده است یا نه. البته باید توجه داشت که این شرایط را نمی توان به شکل مصنوعی ایجاد کرد یعنی نباید به شکل ساده انگارانه ای خودمان را فریب دهیم و تحت تأثیر فشار نیازهای اولیه و  بدون اینکه به این مرحله رشدی رسیده باشیم خود را آماده ازدواج تصور کنیم. این اخطار را خصوصاٌ نوجوانان باید جدی تلقی کرده و در این موارد حدالأمکان از مشورت متخصصان و افراد با تجربه تر بهره بگیرند.  

حامد غیاثی، روانشناس بالینی

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
omnlkrsw
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۴
20
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار