آرپی جی زن های ما تلاش زیادی نمودند که سنگرهای تیربار و دوشکای دشمن را منهدم کنند اما هر بار موشکی که به طرف موضع آنها شلیک می شد پره های موشک به سیم خاردار خطی گیر میکرد و همان جا متوقف می شد.
کد خبر: ۱۰۶۱۸۳۱
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ - ۰۸:۳۷ 16 August 2022

به نام خدا

روزی روزگاری

خاطرات غلامعباس حسن پور

قسمت پنجاه و چهارم

آرپی جی زن های ما تلاش زیادی نمودند که سنگرهای تیربار و دوشکای دشمن را منهدم کنند اما هر بار موشکی که به طرف موضع آنها شلیک می شد پره های موشک به سیم خاردار خطی گیر میکرد و همان جا متوقف می شد.

 تیربارچی های ما چون  در مسیر سلاحشان به گل و لای آغشته شده بود قادر نبودند که از تیربار خود استفاده نمایند و سنگرهای فعال دشمن را زیر آتش خود بگیرند .

فقط تیربار آقای رحمت الله مجیدی که ایشان قبل از حرکت بطور ابتکاری سلاحش را آغشته به گازوئیل کرده و داخل نایلون پیچیده بود توانست یک نوار پرفشنگ را به طرف سنگرهای تیربار عراقی شلیک نماید آرپی جی زن های ما در انهدام سنگر تیربار دشمن ناکام بودند و دلیلش هم وجود سیم خاردار خطی بود .

با سینه خیز از مسیر معبر ایجاد شده خود را به نهر خین رساندم و وارد نهر 

شدم متوجه شدم که نهر پراز سیم خاردار حلقوی است .

احتمالاً چند روز قبل از شروع  عملیات ،  عراقی ها نهر را با سیم خاردار  مسلح کرده بودند دو متر در نهر خین پیش رفتم ، ناگهان لباس غواصی ام به سیم خاردار در آب گیر کرد و هرچه طفره و تقلا کردم نتوانستم لباس خود را جدا نمایم .

عراقی ها متوجه من شدند و به سویم آتش گشودند . نارنجک هایی را به طرفم پرتاب کردند .

نارنجک ها در آب منفجر می‌شد و آب به سر و صورتم می پاشید و هیچ کاری هم از دستم بر نمی آمد تا اینکه متوجه سرنیزه خود شده و با سرنیزه قسمتی از لباس را پاره نموده و خود را از سیم خاردار جدا کردم .

حدود بیست دقیقه ای که  گرفتار سیم خاردار بودم صدها گلوله به طرفم شلیک شد و دهها نارنجک به طرفم پرتاب گردید  ولی به خواست خداوند متعال هیچ آسیبی به من نرسید حتی عراقی با اشاره مرا به یکدیگر نشان

می دادند و می گفتند اضرب اضرب یعنی بزن بزن .

سه نقطه از بدنم به وسیله ترکش های نارنجک مورد اصابت قرار گرفت وجای اصابت ترکش ها سوزش و درد داشت .

عراقی ها  ضمن تیر اندازی فحاشی هم می کردند

داخل نهر خین را بررسی کردم و به این نتیجه رسیدم که به هیچ عنوان نیرویی بدون ابزاری خاص نمی‌تواند ازسیم های خاردار موجود در  نهر خین  عبور نماید . و  به مواضع مستحکم عراقی ها نفوذ کند .

به صورت سینه خیز از همان معبر به طرف پشت دژ  حرکت کردم .

در مسیر مشاهده نمودم آقای علی حاج علی بیگی فرمانده یکی از دسته ها با تعدادی از نیروهایش در وسط معبر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت رسیده ا ند .

خود را به پشت دژ رساندم و به رزمندگان گفتم در پشت دژم پناه بگیرند و فعلا هیچ اقدامی نکنند ، تا با مشورت گرفتن از فرماندهان دسته ، آقای علی جلالی و افراد مجرب گروهان بتوانم راه دیگری را برای گشودن خط دفاعی دشمن پیدا کنم  .

از بیسیم چی خود آقای اسماعیل نراقی خواستم که با فرمانده گردان تماس برقرار کند . ولی متاسفانه آب به درون بیسیم نفوذ کرده و از کار افتاده بود .

چند ضربه  به بیسیم زدم بی سیم  خش خشی کرد و به کار افتاد .

با وجود خش خش زیاد هیچ  مکالمه‌ای مفهوم نبود و فقط از صداهای ناقص شبکه  پی بردم که به  یگان های عمل کننده دستور عقب نشینی داده شده است و لذا با مشورت گرفتن از فرماندهان دسته و آقای علی جلالی به رزمندگان دستور داده شد که مجروحین را کمک کنند و با رعایت اصول نظامی عقب نشینی کنند.

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار