با پایان یافتن آموزش غواصی در سد دز سوار بر خودرو ها شده و به منطقه جراحیه کنار هورالهویزه رفتیم . در نزدیک هور کنار برکه ای که نهر آبی از آنجا می گذشت چادرهای خود را استوار نمودیم .
کد خبر: ۱۰۶۰۰۲۶
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۴۰۱ - ۰۹:۱۴ 04 August 2022

به نام خدا

روزی روزگاری

خاطرات غلامعباس حسن پور

قسمت چهل و نهم

با پایان یافتن آموزش غواصی در سد دز سوار بر خودرو ها شده و به منطقه جراحیه کنار هورالهویزه رفتیم .

در نزدیک هور کنار برکه ای که  نهر آبی از آنجا می گذشت  چادرهای خود را استوار نمودیم .

با استفاده از برگ های نی چادر ها و منبع آب را استتار کردیم.

فردای آن روز آموزش های مخصوص آبی خاکی ، جنگ در باتلاق و  مرداب که پوشش متراکم نی داشت  را شروع نمودیم بعضی از روزها ساعت نه تا یازده صبح را آموزش تئوری علوم نظامی داشتیم و بعد از ظهر ها با پوشیدن لباس غواصی وارد آبهای سرد هور شده و به تمرینات جنگی در داخل نیزارهای متراکم و سرد هور می پرداختیم آموزش آبی خاکی بسیار سخت بود .

می بایست تمام نکات آموزشی را عملاً در داخل مرداب ، باتلاق و نیزار  به کار می بستیم و این کار بسیار طاقت فرسا بود .

بعضی از شب ها در آن هوای سرد آخر پاییز  وارد آب‌ های هور شده و ساعتها در آب بودیم و خود را برای عملیات آینده آماده می کردیم .  بعضی از روز ها طرف صبح   جناب آقای شکارچی تاکتیک و نقشه خوانی تدریس می‌کردند و بعد از ظهرها نیز برادران آموزش نظامی و تخریب  آموزش مبارزه با میدان مین و روش خنثی سازی انواع مین و عبور از میادین مین و آموزش  گشودن معبر با اژدر بنگال که بمبی لوله ای شکلی است به طول یک و نیم متر  حاوی مواد منفجره که  با پیچ شدن روی یکدیگر به اندازه دلخواه در می آیند را ، می دیدیم  گاهی برای ایجاد دالانی در میدان مین و سیم خاردار می بایست ده لوله  اژدر بنگال را روی هم پیچ نماییم تا با انفجار آن بتوانیم معبری را جهت عبور رزمندگان ایجاد نمائیم .

دوره این نوع  آموزش ها را در منطقه جراحیه گذراندیم آموزش های دیگر ما مبارزه یا مواجهه با بشکه های فوگاز بود .

فوگاز نوعی بمب انفجاری آتش زای بشکه ای  به وزن حدود ۵۰ کیلو گرم

می باشد و این بمب ها   توسط دشمن در مسیرعبور رزمندگان و یا در میادین مین و سیم های خاردار تعبیه می شد که انفجارآن شعاعی حدود  بیست یا  سی متر  را به آتش می کشید و منهدم می کرد و اگر رزمندگانی در معرض انفجار بشکه های فوگاز قرار

می گرفتند شهید

می شدند . روش خنثی سازی  سازی فوگازها را  آموختیم .

اموزش عبور از موانع خورشیدی که همانند سپری شاخک دار به ابعاد یک و نیم متر بود را دیدیم و آموزش سلاح های مختلف از جمله اسلحه دمیتروف و بلامیا که جدیدا وارد ارتش عراق شده بود و این سلاح نوعی نارنجک انداز رگباری بود که به صورت مسلسل  نارنجک‌ های حاوی ترکش  سمی را شلیک می کرد .

همچنین آموزش  تیر بار سنگین دوشکا و روش مقابله با تک تیراندازان دشمن را گذراندیم و با تمرینات مداوم تجربیات خود را افزون نموده تا بتوانیم به خوبی با دشمن بعثی مقابله کنیم .

آن زمان هوا سرد بود .

چادر ها ی گروهی را با چراغ نفتی فتیله ای گرم می کردیم.

درآن منطقه حیوانات گوشتخوار از جمله گرگ ،  روباه و شغال زیاد بود .

شبها با صدای ناله مرغابی و پرنده های مردابی که توسط شغال ها و  روباه ها شکار می‌شدند از خواب می پریدیم .

 گراز ها هم بودند و داخل نیزار پرسه می زدند.

گرازها در بعضی از مواقع با توله های خود از داخل آب و نیزار خارج شده و به محیط باز می‌آمدند و البته فاصله خود را با ماحفظ می‌کردند.

 ما نزدیک آنها نمی شدیم در طول مدتی که آنجا بودیم  چندین بار هواپیماهای شناسایی دشمن از بالای چادرهای گردان کوثر عبور کردند و ما نگرانی آن را داشتیم که مقر آموزشی ما توسط هواپیماها شناسایی شود  و سپس ببمباران گردد.

لذا نی ها را بریده و با ساقه و برگ نی ها خودرو وچادر های خود را استتار کردیم .

آخر آذر ماه سال ۱۳۶۵ دوره آموزشی گردان کوثر به پایان رسید .

فردای آن روز آقای شکارچی فرمانده گروهان ها را  احضار و به  صورت اجمالی و سربسته در مورد عملیات جدید صحبت کرد و خطوطی را روی زمین ترسیم نمود که برای من و دوستان غیر قابل فهم بود .

گفتم آقای شکارچی اگر

می خواهی ما را در باره عملیات توجیه کنی حتما باید روی نقشه و یا کالک توجیه کنی آخه با ترسیم چند خط روی زمین که نمی شه در مورد عملیات و طرح مانور گردان و ماموریت گروهان تصمیم گرفت .

ایشان جواب داد به خاطر رعایت مسائل امنیتی معذورم چون جاسوس ها همه جا هستند و عملیات لو می رود. من هم ظاهرا قانع شدم اما  طراحی مانور گروهان یا زهرا در عملیات پیش رو برایم مشکل بود . وقت کافی هم برای طراحی حیطه گروهان خود نداشتم .

در جنگ حتی فرمانده گروهان ها هم  باید نسبت به نوع ماموریت محوله طرح هایی را برای مانور گروهان خود داشته باشند و روش ها یی را با رزمندگان خود تمرین نمایند که به دلیل امنیتی از آن محروم بودیم .

خاطره ادامه دارد…

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار