اواخر فروردین ماه سال ۱۳۶۱ نام خود را در لیست اعزام به جبهه نوشتم سه روز بعد به اتفاق رزمندگان ابتدا به پادگان امام حسن (ع ) تهران شکاربانی سابق رفته و از آنجا با قطار راهی اهواز شدیم از اهواز به جاده ماهشهر آبادان رفته و درخانه های سازمانی شرکت نوا مستقر گردیده و در آن محل تجهیزات نظامی تحویل گرفته و مدتی درآنجا مستقر بودیم .
کد خبر: ۱۰۵۱۰۳۶
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۹:۰۵ 16 June 2022

به نام خدا

روزی روزگاری

خاطرات غلامعباس حسن پور

قسمت هفدهم

اواخر فروردین ماه سال ۱۳۶۱ نام خود را در لیست اعزام به جبهه نوشتم سه روز بعد به اتفاق رزمندگان ابتدا به پادگان امام حسن (ع ) تهران شکاربانی سابق رفته و از آنجا با قطار راهی اهواز شدیم از اهواز به جاده ماهشهر آبادان رفته و درخانه های سازمانی شرکت نوا مستقر گردیده و در آن محل تجهیزات نظامی تحویل گرفته و مدتی درآنجا مستقر بودیم .

یکی از روزها محل نگهداری مهمات آتش گرفت که احتمالاً توطئه ستون پنجم دشمن بود ماشین اطفاء حریق آتش نشانی به موقع رسید و قبل از انفجار مهمات حریق را کنترل کرد .

از آنجا به آبادان رفته و در مدرسه امام سجاد (ع) مستقر شدیم بچه های سپاه خرمشهر به عنوان کادر گردان . فرماندهی رزمندگان اراکی را به عهده گرفتند .

سپس در قالب یک گردان سازماندهی شدیم .

چون پاسداران خرمشهری شناخت کافی از سوابق رزمندگان اراکی نداشتند، نتوانستند سازماندهی خوبی انجام دهند .

فرمانده خرمشهری با اعتراض رزمندگان اراکی مواجه و دوباره طبق دلخواه اراکی ها سازماندهی کردند اما باز هم با سماجت خرمشهری ها که خود را جنگ دیده و مجرب می دانستند، سازماندهی خوبی از آب در نیامد .

نام یگان سازماندهی شده را گردان امام سجاد گذاشتند.

گردان امام سجاد (ع) زیر مجموعه تیپ ۲۲ بدر و لشکر ۴۶ فجر بود .

فرمانده گردان امام سجاد آقای قنبری اهل خرمشهر بود .

متذکر می شود که آقای قنبری پس از پایان دفاع مقدس در ۱۳۸۳ فوت شدند روحش شاد .

مدتی در آبادان بودیم . طبق معمول همیشگی ، اول صبح ها در میدان صبحگاه که محوطه مدرسه بود جمع شده و کل گردان در صف های مرتب قرار گرفته ، قبل از شروع تلاوت قرآن ، مجری صبحگاه می گفت .

هنگامی که قرآن تلاوت

می گردد سکوت اختیار کرده و سراپا گوش بدان فرا دهید شاید مورد لطف و رحمت الهی قرار گیرید.

پس از تلاوت قرآن ، دعا و نیایش بود ، سپس با صفوف منظم به خیابان‌های خلوت آبادان رفته و به صورت گروهانی راهپیمایی و دو استقامت انجام می دادیم .

در هنگام دو استقامت که معمولا در چهار ستون انجام می شد سرودهای انقلابی را زمزمه می کردیم و در پایان مقداری نرمش کرده و سپس به طرف قبله ایستاده سوره والعصر را قرائت و با دعا به جان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و پس از دعا به مقر استقرار رفته و صبحانه خود را صرف می کردیم .

در آن سال همه مردم ایران شوق آزاد سازی خرمشهر که آن زمان به خونین شهر معروف شده بود را داشتند ما رزمندگان سرود

شهر شهر خونه

لاله گونه

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار